من و زندگیم

از روزانه هایی که با همسرم دارم مینویسم ...از روزهای تلخ و شیرین زندگیم...

من و زندگیم

از روزانه هایی که با همسرم دارم مینویسم ...از روزهای تلخ و شیرین زندگیم...

آخرین مطالب

خانواده ی شوهر...

يكشنبه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۵۹ ب.ظ

نمیدونم چه حکمتی داره خانواده ی شوهرم که هر وقت میان خونه ی ما یه بلایی یا ناراحتی از آسمون نازل میشه تو خونمون...با اینکه هر کدوم کار کشته ای هستن واسه خودشون تو رفتار جلوی شوهرم باهام...مهارتی که تو بازی کردن با روح و روان منو شوهرمو دارن قابل وصف نیست... اومدنشون باعث میشه شوهر چند روزی پکر باشه در مورد موضوعاتی که بحث میشه درباره اش ...و این درگیری ذهنی آ منو میبره تو لاک خودم که خدایا اینا با یه حرفی که اصلا ربطی به ما نداره چطور اینهمه باعث ناراحتی میشن...از گلام تعریف میکنن کل گلای نازنینم خشک میشه...پا میشن تو خونه واسه خودشون میگردن ...با اینکه همشون سنشون زیاده و تحصیلکرده ان بی اجازه در یخچالمو باز میکنن...به وسایلم دست میزنن...موندم چیکار کنم باهاشون...با اینهمه حمایت آ از من بازم درگیره اینام

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۶/۱۲
الناز الناز

نظرات  (۳)

سلام تازه وبلاگ زیباتونو دیدم 
زیباست با اجازتون خوندمشون 
خب حق میدم از بابت یه سری رفتاراشون ناراحت باشی عزیزم
اما شایدم یه مقدارش اثر تلقین باشه هان؟
اما اینکه بی اجازه برن سر وقت یخچال اصلا کار جالبی نیست و اگر منم باشم بهم برمیخوره
می تونی یه جور دیگه هم فکر کنی ؟ مگه میشه پدر و مادر و خواهری برن خونه بچه شون و بدش را بخوان ؟ چرا باید چشمت بزنن و یا مشکلی ایجاد کنن ؟ شاید اتفاقی بوده هان ؟ یا مثلا چون باهات ابراز صمیمیت می کنن به یخچال دست میزنن. می خوام بگم می تونی یه جور دیگه فکر کنی و نگاهتو عوض کنی که خودت اذیت نشی. خوب باشی
پاسخ:
مرسی بانو جان...حتما سعی میکنم از بعدی که شما گفتین ببینم نازنین بانو جانم

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی