من و زندگیم

از روزانه هایی که با همسرم دارم مینویسم ...از روزهای تلخ و شیرین زندگیم...

من و زندگیم

از روزانه هایی که با همسرم دارم مینویسم ...از روزهای تلخ و شیرین زندگیم...

آخرین مطالب

آشنایی 3...

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۰۷ ق.ظ

جواب دادم و ازم خواست همدیگرو ببینیم ،گفت دلش برام تنگ شده و میخواد در مورد یه موضوعی باهام حرف بزنه اما من نخواستم ببینمش ،اون ذهنیتی که تو مغز من بود همش تو دلم فریاد میزد که قراره دو روز دیگه قهر کنین ،اما چند رز اونقدر اصرار کرد که بعد یه هفته قبول کردم و قرار شد ببینیم همدیگه رو و انروز بود که بهم گفت میخوام باهات ازدواج کنم...شاید هر کسی تو موقعیت من بود خوشحال میشد ولی تردید نذاشت من حرفشو باور کنم و گفتم دل خوش باشم به همین ارتباط ساده اما به مرور زمان دیدم کاملا جدیه و واقعا تصمیمشو گرفته ...پا گذاشت جلو و اومد خواستگاریم والان تقریبا یکسال هست ک ما با هم ازدواج کردیم و روزهامونو میگذرونیم...از این به بعد نوشته هام روزمرگیهام هست از زندگی مشترکم با آ و تلخیها و شیرینیهاش...

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۵/۱۰
الناز الناز

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی